وقتی مردم گرسنه غذا پیدا میکنند، غذا میخورند و از گرسنگی خلاص میشوند. آنگاه تمام فلسفهها شکوفا میشوند، قلب خنک میشود، دانش آشکار میشود و از درون و بیرون، موجودات زنده و خدایان آراسته میشوند و شادی بیمانندی از رضایت خاطر پدید میآید.
انسانی که به گرسنگان غذا میدهد، برتر از همه خدایان است و باید به عنوان مظهر خدا شناخته شود.
بنابراین، درد گرسنگی، که مجموع سه درد است: درد جهنم، درد تولد و درد مرگ.
لذت رهایی، که همیشه در همه جا، درون، بیرون، در وسط، پایین، بالا و پایینتر، حضور دارد.
لذتی که از غذا دادن به دیگران نصیبتان میشود، سعادت متعالی نامیده میشود که هرگز با گذشت زمان تغییر نمیکند.