اعضای ورودی او (اعضای دانش)، مانند چشم ها، وغیره، مایل به دیدن نیستند.
اعضای خروجی او (اعضای کاربردی)، که در انجام عمل کمک میکند، تمایل به صحبت کردن نخواهد داشت.
اگر به علت شفقت شروع به دانستن کند، در مورد تمام ترکیبات و تغییرات تمام موجودات در یک لحظه فکر، تحقیق و تصمیم خواهد گرفت.دانش او به هیچ مسایل دنیوی ضمیمه نخواهد شد.
حتی موانع مانند دیوارها و کوه ها نمیتوانند دید او را پنهان کنند.
چشمان او میتواند همه چیز را در جهان، در داخل و خارج، از هر جا که باشد تشخیص دهد.
حتی اگر کسی از هر بخش جهان صحبت کند، او کلمات آنها را از هر جا که باشد خواهد شنید.
او میتواند تمام طعم های خوشمزه را از هر جا که باشد بچشد.
بدن او میتواند لمس و دانش مرتبط را از هر جا که باشد تجربه کند.
او میتواند عطرهای بو را که ممکن در هر بخش این جهان باشد، از هر جا که باشد بو کند.
او میتواند به آنهاییکه در هر جا که باشد بدهد.
او میتواند هر جا، از هر جا که باشد راه برود.
دهان او میتواند با هر کسی، از هر جای این جهان صحبت کند. اعضای دیگر او همچنان میتوانند با دیگران که در این جهان هستند ارتباط برقرار کنند.
ذهن او و وسایل درونی اش به هیچ نوع چیزهای دنیوی وابسته نیست. اگر او به علت شفقت شروع به دانستن کند، او میل و نفرت تمام موجودات زنده را در این جهان در یک لحظه خواهد دانست.
اگر او بخواهد که جزئیات را به دلیل شفقت بداند، او در یک دقیقه تمام جهان ها، تمام موجودات، تمام شخصیت ها، تمام تجربیات و تمام نتایج را خواهد دانست.